دانلود پایان نامه
این نگاره فرود را درحال عقب نشینی به قصر خود نقش کرده است. در این نگاره تنوع رنگی زیادی می بینیم، این تنوع در دیواره های کاخ و همچنین در صخره ها و خیمه ها وجود دارد.
صحنه با وجود این که داستان غمگینی دارد بسیار خشک و نمایشی ترسیم شده است و از حالت های طبیعی پیکره ها در آن خبری نیست.
فرود با یک دست، پیاده به سوی کاخش می گریزد، در چهره ی او هیچ نشانی از نگرانی وجود ندارد، حتی حالت بدن او هم حسی از فرار القا نمی کند. در پشت سر او بیژن را می بینیم که او نیز با بی خیالی روی اسب نشسته و یورتمه می رود، اگر دست او شمشیری را به بالا نبرده بود، هیچ حالت حمله ای را تداعی نمی شد.
بقیه افراد و سپاهیانی که در کنار چادرها ایستاده اند، طبق معمول توسط دشت و صخره ای از بخش بالا جدا شده اند و در جلوی تصویر قرار گرفته اند. آن ها نیز به این صحنه حزن انگیز بی توجه هستند و به گفت و گو مشغولند. تنها دو نفرـ یکی از هر سپاه ـ به بالا نگاه می کنند و در اوج ناباوری یکی از آن ها نیزه خود را دراز کرده و به نظر می رسد که هم اوست که پای اسب فرود را زخمی کرده است.
نیزه و جهت نگاه این دو سرباز، ارتباط دهنده قسمت پایین با میانه تصویر هستند، در سمت چپ تصویر این ارتباط از طریق خیمه ها، درفش کاویان و صخره ها تا قلعه ادامه دارد.
در چمن زاری که فرود و بیژن درآن قرار دارند همان اتفاقی را می بینیم که در نگاره پیران و گیو شاهد آن بودیم، یعنی عمق نمایی طبیعی ای که خط زمین و کوه های پشت آن به وجود آورده اند.
این نگاره متاسفانه در جاهایی آسیب دیده و کثیف شده است.
تحلیل خطی و رنگی

مطلب مشابه :  استفاده از پول الکترونیکی

نگاره ی «۲۲۶ – ر» بیژن درفش کاویان را از فریبرز می گیرد
تصویر ۲۸-۳ «۲۲۶ – ر» بیژن درفش کاویان را از فریبرز می گیرد
نوشتار نگاره
کادر بالا: کناره چقردی کلوب سپاهه ایردی قچنکه سواران ایران درفش کاویانی کودیلر هربری برلره شیر اولدی عسکر ایران کتدکچه درفش اوزرنده یغنق ایتدیلر واردقچه آتش رزم کرم اولمقده ایدی و بالجمله بر دفعه دخی یرلدرن یوریوب اول دشتک الچنده برجنک ایتدیلر که کوز کورمش دکل ایدی
کادر پایین: عاقبت بوعربده ده ریونیز که کاوس انی جانندن دخی عزیز بیلورایدی کشته اولدی اوستادایدر ریونیز دیدکلری شهزاده کاوس اوغلی ایدی هنوز اکرسّن اعتباری ایله اوغلان ایدی امّا دانش وادراکده پیرلر کبی و اول کون باشنده بر تاج وارایدی که انجق شهریار لرکیرلرایدی
ترجمه ی نوشتار متن
[بیژن] فریاد کشید و آمد و به سپاه پیوست، سواران ایرانی درفش کاویان را برداشتند و همه ی آنها، یک جا جمع شدند. سربازان ایرانی درفش بر دست، پیش روی می کردند و هر چه آن ها نزدیکتر می شدند، آتش جنگ گرم تر می شد و همگی به یک باره وارد آن دشت شدند و جنگی به پا کردند که تا به حال دیده نشده بود.
سرانجام در این جنگ ریونیز، که کاووس اورا از جان خود نیز عزیزتر می دانست، کشته شد، استاد می گوید آن که او را ریونیز می نامیدند، همان شاهزاده، پسر کاووس بود، هرچند از نظر سن و سال جوان بود، ولی از نظر دانش وفهم و شعور همانند افراد کهن سال و با تجربه بود. آن روز بر سرش تاجی داشت که تنها پادشاهان آن را به سر می کردند.
متن اصلی از شاهنامه فردوسی
جلد چهارم کتاب شاهنامه ی فردوسی بر اساس چاپ مسکو، به کوشش دکتر سعید حمیدیان، گفتار اندر داستان فرود سیاوش، بیت ۱۳۷۴ الی ۱۴۰۲
به بیژن چنین گفت گودرز پیر/ کز ایدر برو زود برسان تیر
بسوی فریبرز برکش عنان/ بپیش من آر اختر کاویان