رویکرد های فرآیند تصمیم گیری
فرآیند تصمیم گیری می تواند از دو جنبه اصلی بررسی شود:
2-1-11-1- رویکرد هنجاری: رویکرد هنجاری به توضیح وضعیتی می پردازد که در آن تصمیم گیرنده با مجموعه ای از راه حل های جایگزین مشخص روبرو بوده و در فرآیند انتخاب عقلایی یک راه حل را بر می گزیند. مفهوم عقلایی بودن فرآیند، موضوع اصلی این رویکرد است. الگوی هنجاری نشان می دهد که چگونه تصمیم گیرنده باید عمل کند تا موفق شود. از اتخاذ تصمیم، روش هایی دنبال می شود که همگام با تحقق اهداف، ارائه خدمات کیفی و رضایت بیشتر ارباب رجوع، هزینه ها و بهره وری را بهینه می¬کند. یک شخص عقلایی انتخابش را براساس سازگاری راه حل های جایگزین یا نتایج، حالت های ممکن برای وضعیت و نتایج یا قیمت آن انجام می دهد.
2-1-11-2- رویکرد توصیفی: چارچوب کاری رویکرد توصیفی شامل جنبه های یادگیری و مقایسه بوده و عمل انتخاب ابعاد زیادی از جمله طرز رفتار عقلایی و یا غیر عقلایی بودن است. با استفاده از یک الگوی تصمیم گیری می توان ظرفیت های انسانی فرد تصمیم گیرنده را حتی الامکان شناسایی کرد. این ظرفیت های انسانی شامل مجموعه فشارهای داخلی یا خارجی بر فرد تصمیم گیرنده است که برتصمیم اثر می گذارد. در رویکرد توصیفی، مشخصات فرد تصمیم گیرنده در ارتباط با سه دوره زمانی قابل شناسایی است. در دوره زمانی اول، تصمیم گیرنده با یک ساختار، هدف ایده ال را شروع می کند. یک یا چند هدف عملیاتی می تواند بیانگر سطح خواسته فرد تصمیم گیرنده باشد و در خلال دوره زمانی دوم او به دنبال جستجو پرداخته و تعداد معدودی از نتایج یا گزینه را تبیین می کند.
تجزیه و تحلیل از قواعد تقریبی شروع می شود که به طور دقیق تعریف و شناسایی نشده اند. راهکارهای کشف شده شروعی را برای جستجوی پیشرفت بیشتر در جهت راه حل ایجاد می کند.
بالاخره شخص تصمیم گیرنده در هنگام دوره زمانی سوم مسئولیت بررسی راهکارهای محدود را برعهده می گیرد تا یک راه حل رضایت بخش را یافته و به دنبال یک راه حل بهینه باشد. «رضایت بخش بودن راه حل» براساس خواسته ها و یا اهداف عملیاتی تعریف می شود. بنابراین یک راه حل خوب و قابل قبول در دسترس قرار می گیرد که لزوماً بهترین راه حلی نیست که ممکن است با استفاده از رویکردهای هنجاری به دست آید.

مطلب مشابه :  بازاریابی در بانک و مؤسسات پولی و مالی و نقش آن در جذب منابع مالی

2-1-11-3- ترکیب رویکرد هنجاری و توصیفی
هر کدام از دو رویکرد برای تصمیم گیری در محیط DSS قابل استفاده است. رویکرد هنجاری بر ابزار و روشهای کمی تأکید می نماید. حال آنکه علت اصلی استفاده از رویکرد توصیفی، تأکید بر ابزار کیفی است. متناسب با نوع مسأله ای که باید حل شود، رویکرد هنجاری کاملاً مناسب با ساختار خوب و بسیاری از مسائل نیمه ساختاری است در صورتی که رویکرد توصیفی بیشتر مناسب مسائل بدون ساختار و بعضی از مسائل نیمه ساختار می باشد. برای بیشترین بهره مندی از هر دو رویکرد، توصیه می شود که شخص تصمیم گیرنده با خلاقیت ممکن از مشخصه های اصلی هر دو رویکرد یعنی خصوصیت تجربی رویکرد توصیفی و مراحل حل مسأله رویکرد های هنجاری استفاده کند. این روش تلفیقی قادر است بخش عمده ای از محیط DSS را به صورت موفقیت آمیز به کار گیرد.

دسته بندی : باید ها و نباید ها