رویکردهای مختلف نسبت به فرسودگی شغلی

در ابتدا این نکته ضروری به نظر می‌رسد که مفهوم فرسودگی شغلی پیش از آن که به صورت نظری مطرح شود، در نتیجه کارهای تجربی و پژوهشی فراهم آمده است. در این قسمت به رویکردهای متعددی که در این زمینه مطرح شده است، می‌پردازیم.

1)رویکرد بالینی

فرویدنبرگر (1979) برای اولین بار این پروژه را مطرح ساخت و از نظر ساخت و از نظرگاه بالینی، سبب‌شناسی و علایم و روند و سیر بالینی و در نتیجه درمان آن را مورد بررسی قرار داد. وی معتقد بود که نشانگان فرسودگی شغلی خودش را به صورت علایم مختلف نشان می‌دهد و این علایم بر اساس تفاوتهای فردی متفاوت است (شکاری، 1385).

2)رویکرد تبادلی چرنیس

بر اساس این رویکرد مبتلا شدن به فرسودگی شغلی طی مراحلی رخ می‌دهد که عبارتند از:

مرحله اول- فشار روانی: در این مرحله علل ایجادکننده فرسودگی شغلی بر فرد وارد می‌شوند. این علل ممکن است فردی، بین‌فردی و یا سازمانی باشند.

مرحله دوم– آشفتگی روانی: در این مرحله، فرد مبتلا به فرسودگی شغلی دچار اختلالهایی در حوزه‌های روانشناختی (خستگی عاطفی)، حوزه‌های جسمانی (سردرد و خستگی) و حوزه‌های رفتاری (استفاده از الکل، اختلافات خانوادگی) می‌شود.

مرحله سوم– مقابله دفاعی: در این مرحله با اثرات فزاینده فرسودگی روانی و کیفیت ارائه‌شده به مراجعان از طریق کمک‌کننده مربوط است. مقابله دفاعی از طریق ایجاد تغییرات در نگرش و رفتار فرد مبتلا مشخص می‌شود. شخص ارائه‌کننده کمک از طریق مقابله دفعه‌ای تلاش می‌کند تا به از دست دادن انرژی هیجانی جلوگیری کند و در نتیجه با افراد به صورت یک شیء برخورد می‌کند (بدری، 1374، به نقل از چرنیس، 1991).

مطلب مشابه :  اهداف مدیریت منابع انسانی

3) رویکرد روانشناختیاجتماعی

مزلچ و همکارانش معتقدند که فرسودگی شغلی، ساختاری چندبعدی و در عین حال از سه مولفه مربوط به هم تشکیل شده است که عبارتند از:

1-تحلیل رفتن یا خستگی عاطفی: این بعد دربرگیرنده از دست دادن انرزی‌های عاطفی شخص مبتلا به فرسودگی شغلی است.

2-فرد مبتلا به فرسودگی شغلی، افراد، مراجع یا بیماران را به صورت یک فرد انسان در نظر نمی‌گیرند. به عنوان مثال اگر پزشکی مبتلا به فرسودگی شغلی باشد به بیماران خود به شکل یک شی یا شماره و نوع بیماری و یا شماره اتاق و تخت می‌نگرد. مسخ شخصیت به این معنا است که فرد در مواجه با افرادیا مراجع، با آنها به صورت یک شی برخورد می‌کند تا از درگیری عاطفی و هیجانی به دور باشد و می‌توان گفت مسخ شخصیت یک روش مقابله‌ای و اجتناب و فرار از کار است (نساج، 1382).

3-فرد مبتلا به فرسودگی شغلی، از احساس موفقیت فردی پایین برخوردار است. به عباراتی فرد احساس می‌کند عملکردش همراه با موفقیت نیست (نعامی و شکرکن، 1381).

دسته بندی : باید ها و نباید ها