دانلود پایان نامه

ویژگیهای تشخیصی
اختلال اضطراب اجتماعی یعنی ترس مشخص و پایدار از موقعیت ها یا عملکرد اجتماعی با بزرگسالان و همسالان که آن ها را در معرض مشاهده ی احتمالی قرار می دهد و آشفته می سازد. در نتیجه، آن ها برای مدتی طولانی در این موقعیت ها حاضر نمی شوند یا به سختی ظاهر می شوند و سعی می کنند با ماسک شجاعت، ترس خود را پنهان کنند. کودکان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی تا مدت ها پس از سنی که ترس از غریبه ها طبیعی است، از روبه رو شدن با افراد ناشناس اجتناب می ورزند. به هنگام حضور سایر کودکان یا بزرگسالان سرخ می شوند، سکوت می کنند، به والدینشان می چسبند یا سعی می کنند مخفی شوند (کلیکیلو و کی، 2005).
خردسالان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی علاوه بر اضطراب شدیدشان در موقعیت هایی که اغلب مردم هم در آن موقعیت ها مضطرب می شوند (مانند صحبت کردن در حضور دیگران)، ممکن است در پیش پا افتاده ترین فعالیت ها نیز مضطرب شوند – ارائه ی مقاله در مقابل کلاس، بستن دکمه های کت در حضور دیگران یا سفارش غذا در رستوران. اگر آن ها در حضور جمع صحبت کنند، می ترسند در میان صحبت هایشان تپق بزنند؛ آن ها فکر می کنند چنانچه سؤالی را مطرح کنند، مکن است احمق به نظر برسند؛ می ترسند اگر در حضور جمع غذا بخورند، غذا را روی زمین بریزند؛ یا اگر وارد اتاقی شوند، ممکن است پایشان به جایی گیر کند و روی زمین بیفتند و دست و پاچلفتی به نظر آیند. (مارتین و ولکمار، 2007).
ملاک های تشخیصی اضطراب اجتماعی بر مبنای DSM -V
الف. ترس آشکار و مستمر از یک یا چند موقعیت اجتماعی یا عملکردی که شخص در آن موقعیت ها در معرض دید اشخاص ناآشنا یا احتمالاً اضطراب را نشان دهد) که موجب تحقیر یا شرمندگی شود.
توجه: در کودکان باید شواهدی مبنی بر توانایی کودک برای برقراری روابط اجتماعی، متناسب با سن، با افراد آشنا وجود داشته باشد و اضطراب باید در روابط با همسالان و نه فقط در تعامل با بزرگسالان روی دهد.
ب. قرار گرفتن در موقعیت های اجتماعی ترس آور تقریباً همیشه به اضطراب منجر می شود که ممکن است به شکل حمله ی وحشت زدگی وابسته به موقعیت یا با زمینه ی موقعیتی ظاهر شود.
توجه: اضطراب در کودکان ممکن است به شکل گریه کردن، قشقرق به راه انداختن، سفت کردن اندام ها یا کناره گیری و بیزاری از موقعیت های اجتماعی در حضور افراد ناآشنا، ابراز شود.
ج. شخص می داند که ترسش مفرط و غیرمنطقی است.
توجه: این ویژگی مکن است در کودکان وجود نداشته باشد.
د. شخص از موقعیت ها یا عملکرد اجتماعی ترس آور اجتناب یا آن ها را با اضطراب یا پریشانی شدید تحمل می کند.
کودکان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، همانند کودکان مبتلا به فوبی خاص، دارای ترسی جداگانه هستند. با این حال این و گروه از کودکان، در این که از چه چیزی می ترسند، به طور مشخص با یک دیگر تفاوت دارند. کودکان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی به احتمال قوی از مدرسه، صحبت در حضور جمع، قرمزشدن، یا خوردن و نوشیدن در حضور دیگران هراس دارند، در حالی که اشخصا مبتلا به فوبی خاص، به احتمال زیاد، از تاریکی، حیوانات کوچک، بلندی، حشرات یا آسانسور می ترسند. آشکار است که هیچ کس خجالت کشیدن در مقابل دیگران را دوست ندارد و همه ما اگر بتوانیم از این امر اجتناب می کنیم. در واقع، نزدیک به یک پنجم مردم اظهار می دارند برای این که در حضور دیگران خجالت نکشند از صحبت کردن در حضور جمع یا غذاخوردن در رستوران، اجتناب ورزند. اما، ترس از شیوه ی عملکرد، به نحوی که موجب خجالت یا تحقیر شود، در کودکان یا نوجوانان مبتلا به فوبی اجتماعی آن قدر فراگیر است که به طور جدی در فرصت ها و فعالیت های اجتماعی دیگر آن ها اخلال ایجاد می کند و غالباً منجر به تنهایی و رنج می شود. اگر چه کودکان مبتلا به فوبی اجتماعی مایلند مورد علاقه ی دیگران باشند، نگرانی دائم درباره ی در معرض دید دیگران قرار گرفتن یا پرداختن به کارهایی که آن ها را احمق جلوه دهد، مانع از شکل گیری هرگونه رفتاری می شود که دوست دارند با دیگران داشته باشند. چنانچه دیگران سعی کنند این کودکان را به موقعیت های اجتماعی تشویق یا واردار کنند، آن ها ممکن است گریه کنند، قشقرق به راه بیندازند یا حتی بیش تر عقب نشینی کنند. در موارد خیلی شدید، کودکان به اختلال اضطراب اجتماعی فراگیر مبتلا می شوند. این کودکان از اغلب موقعیت های اجتماعی هراس دارند، از ملاقات یا صحبت با اشخاص جدید می ترسند، از تماس با هر فردی خارج از نظام خانواده ی خود اجتناب می ورزند و حضور در مدرسه و مشارکت در فعالیت های تفریحی، در مجموع، برایشان خیلی دشوار است. (راکیل و همکاران، 2010).
اضطراب مربوط به اضطراب اجتماعی به قدری شدید است که موجب بروز حالت هایی نظیر سرخ شدن چهره، لکنت زبان، تعریق، دل درد، افزایش ضربان قلب، لرزش یا حمله ی وحشت زدگی کامل می شود. نوجوانان مبتلا به فوبی اجتماعی همواره عقیده دارند که واکنش های جسمانی مشهودشان موجب می شود تا احساس بی لیاقتی نهفته یان ها، در معرض دید دیگران قرار گیرد و باعث تحقیرشان شود. وحتی این دیدگاه که سایرین از ناآرامی آن ها کاملاً آگاه هستند، موجب اضطراب یش تر در این کودکان می شود. کودکان مبتلا به فوبی اجتماعی در کی دور باطل منتظر بروز مشکل ناراحتی یا عملکرد ضعیف خود هستند، انتظاری که با نزدیک شدن به موقعیت ترسناک اضطراب بیشتری را در آ ن ها بر می انگیزد و این تنها به افزایش دلشوره و تشدید بیش تر نشانه های جسمانی آن ها در آن موقعیت می انجامد. در نتیجه، این کودکان از موقعیت ها یا فعالیت های اجتماعی از قبیل تماس تلفنی با یک همکلاسی برای تکمیل تکلیف های ناقص، درخواست از معلم برای توضیح مطالب درسی، جواب دادن به تلفن یا قرار ملاقات، اجتناب می ورزند (اسکینرینگ، هودسان و رپی، 2000).
اگرچه اضطراب اجتماعی و کم رویی گذرا به عنوان بخشی از رشد به هنجار تلقی می شوند، نوجوانان مبتلا به فوبی اجتماعی، دچار اضطرابی ماندگار می شوند. اغلب، اضطراب های آنان با تمرکز بر خود همراه است که به افزایش انتقاد از خود می انجامد و نشانه های هیجانی را تشدید می کند. این فرایند نزولی مارپیچی به بروز مشکلاتی جدی در کفایت اجتماعی و برقراری روابط دوستانه با دیگران منجر می شود (سادوک، 2007).
شیوع، اختلال های همراه و سیر
تقریبا 1 تا 3 درصد کودکان به اختلال اضطراب اجتماعی مبتلا هستند و تعداد دخترانی که به این اختلال دچار می شوند بیش از پسران است. دختران ممکن است اضطراب اجتماعی بیش تری را تجربه کنند، چون آن ها بیش از پسران نگران صلاحیت اجتماعی هستند و برای روابط بین فردی اهمیت زیادی قائلند. از میان کودکانی که به دلیل اختلال های اضطرابی برای درمان ارجاع می شوند، بیش از 20 درصد، براساس تشخیص اولیه ، اختلال اضطراب اجتماعی دارند و در کودکانی که به دلیل سایر اختلال های اضطرابی ارجاع می شوند، اختلال اضطراب اجتماعی متداول ترین تشخیص ثانویه است. با این حال، چون خجالت کشیدن در جامعه ی ما رایج است و احتمالاً حتی وقتی این کودکان دچار آشفتگی شدید میشوند به مشکلاتشان توجه نمی شود. اکثر اضطرابهای اجتماعی در افراد جوان نادیده گرفته می شوند (مظفری مکی آبادی و فروع الدین اصل، 1389).
تقریبا دو سوم کودکان و نوجوانان مبتلا به فوبی های خاص، اختلال اضطرابی دیگری نیز دارند که فوبی خاص یا ختلال وحشت زدگی، رایج ترین آن ها است. در برخی موارد، اختلال اضطراب اجتماعی شدید می توند فرد را برای ابتلا به اختلال وحشت زدگی و آگورافوبیا مستعد سازد. تقریبا 20 درصد نوجوانان مبتلا به فوبی اجتماعی، اختلال افسردگی عمده نیز دارند (سادوک، 2007؛ مظفری مکی آبادی و فروع الدین اصل، 1389؛ سادوک، 2007؛ مارتین و ولکمار، 2007).
عوامل سبب شناختی
نظریه ها و علل بی شماری برای تبیین مبانی اساسی ترس و اضطراب کودکان ارائه شده است، که در این بخش به خلاصهای از مهمترین آنها اشاره میکنیم. بررسی ترس و اضطراب در کودکان به کارهای کلاسیک فروید (1909/1953) بر روی هانس کوچولو، شرطی سازی ترس در آلبرت کوچولو توسط واتسون و رینر (1920) و کارهای به یادماندنی بالبی (1973) در زمینه ی دلبستگی اولیه یا فقدان آن بر می گردد. اگر چه نسبت به هر یک از این نظریه ها و سودمند آن برای شناخت ترس و اضطراب در هشیاراضطراب، تأثیری عمیق گذاشته است (نجاریان و داوودی، 1389).
دیدگاه روان تحلیل گری
فرضیه فروید این بود که نقش عمده اضطراب، هشدار این نکته به ایگو است که سائق نا هشیار ممنوعی دارد تلاش می کند تا به هشیار راه یابد و خود را متظاهر سازد. ایگو به این ترتیب گوش به زنگ و مراقب می شود که دفاع های خود را در برابر این نیروی غریزی تهدید کننده، تقویت و بسیج کند. فروید هراس را (یا چنانچه که او تا آخر عمر نامید، هیستری اضطرابی را ) نتیجه تعارض هایی می دانست که حول یک موقعیت ادیپی حل نشده در کودکی، شکل گرفته اند. و چون سائق جنسی در برزگسالی همچنان سبقه توام با گناه پرقدرت خودر ا حفظ می کند، بر انگیختگی جنسی باعث به را افتادن اضطرابی می شود که مشخصا ترس از اختگی است.هر گاه واپس زنی کاملا موفق نباشد، ایگو مجبور می شود دفاع های اضافی و یدکی خود را فرا بخواند. در بیماران مبتلا به هراس این دفاع در درجه اول عبارت است از جابه جایی؛تعارض جنسی به جای این که معطوف شود به شخصی که آن را برانگیخته است، به شی یا موقعیت ظاهرا بی اهمیت و بی ربطی منتقل می شود و سپس این شی یا موقعیت بی ربط است که قدرت برانگیختن آن مجموعه حالات عاطفی من جمله اضطراب هشدار دهنده را پیدا می کند. شی یا موقعیت هراس آور مذکور ممکن است ارتباط مستقیمی از نوع تداعی با منبع اصلی تعارض داشته باشد، یعنی نماد آن باشد(مکانیسم دفاعی نماد سازی).
فروید نخستین تبیین های روانپویشی در باره هراس و اختلالات اضطرابی را ارائه داد. وی کار خود را با متمایز کردن سه نوع اضطراب آغاز کرد: اضطراب واقعی، اضطراب نوروزی و اضطراب اخلاقی اضطراب واقعی هنگام مواجه با خطرات بیرونی به وجود می آید و واکنشی فطری، همگانی و بهنجار است.اضطراب نوروزی وقتی ایجاد می شود که والدین و شرایط پیرامونی به طور مداوم و افراطی موانعی در راه بیان کشاننده های بن به وجود می آورند.
اضطراب اخلاقی ناشی از تهدید ها و تنبیه هایی است که هنگام بیان کشاننده ها ی بن اعمال می شوند و موجب می گردند تا این کشاننده ها به خودی خود تهدید امیز در نظر گرفته شوند. و در نتیجه هر وقت که فرد چنین کشاننده هایی را احساس می کند، دچار اضطراب شود.
فروید بدین صورت ترس را از اضطراب متمایز می کند وآنچه را که بهنجار می داند، ترس یا اضطرابی است که در برابر خطرات بیرونی به وجود می آید. در حالی که اضطراب به معنای اخص، با یک خطر بیرونی مرتبط نیست بلکه از خطری درونی یا میل کشاننده ای ناهشیاری است که که فرد تحقق آن را خطرناک می پندارد و با استفاده از مکانیزم های دفاعی، موانعی را در بروز آن ایجاد می کنند.
در نظریه ی کلاسیک روانکاوی، اضطراب و هراس به منزله ی مکانسیم هایی دفاعی در برابر تعارض های ناخودآگاه که ریشه در تربیت اولیه ی کودک دارند، در نظر گرفته می شوند. ، خاطره ها و احساس ها به قدری دردناک هستند که باید سرکوب و با یک شئ بیرونی جابه جا شوند یا از نظر نمادی با منبع واقعی اضطراب ارتباط داده شوند. بدین ترتیب، اضطراب و هراس، کودک را در برابر تمایل ها و سائق های ناخودآگاه محافظت می کند. هانس کوچولو، پسر پنح ساله ی مبتلا به فوبی که از معروف ترین بیماران فروید بود، به طور ناخودآگاه احساس می کرد وی به خاطر عشق به مادر و ترس از انتقام پدر، با پدر خویش در رقابت است (عقده ی ادیپ). برای هانس، ترس از یک شیء مشخص – اسب – کم تر فشارزا بود تا رنج بردن از اضطرابی که از منبع آن هیچ اطلاعی نداشت (سادوک، 2007).
دیدگاه رفتاری