دانلود پایان نامه




کل
262706
100




نتایج مندرج در جدول 4-19 بعد از وارسی معناداری اثر پیلای، به معناداری متغیر وابسته خود کارامدی والدینی می پردازد. نتایج یاد شده نشان می دهد که مقدار F مربوط به مقایسه میانگین خودکارامدی والدینی در دو گروه 70/71می باشد. که در مقایسه با مقادیر بحرانی در سطح آلفای 0001/0معنادار است.
بنابراین می توان گفت که فرضیه چهارم تحقیق مبنی بر کمتر بودن خود کارامدی والدینی مادران کودکان مضطرب نسبت به مادران کودکان غیر مضطرب با توجه به میانگین دو گروه، تائید می گردد.
بحث و نتیجه گیری
فصل پنجم:
بحث و نتیجه گیری
فصل پنجم:
بحث و نتیجه گیری
مقدمه:
خانواده بنیادی ترین تشکل اجتماعی و اصلی ترین جزء اجتماع است. دستیابی به جامعه سالم در گرو سلامت خانواده و خانواده سالم در گرو برخورداری افراد آن از سلامت روانی و داشتن ارتباط مطلوب با یکدیگر است. بنابراین توجه به خانواده و تلاش در جهت رفع مشکلات و معضلات این نهاد بنیادین می تواند نوید بخش جامعه ای ارزشمند باشد. در این میان کودکان به عنوان عناصری که تاثیرات کمی در مقایسه با والدین خود در تعاملات خانواده دارند، بیش از سایرین در معرض آسیب هایی هستند که از رهگذر عدم وجود ارتباطات سالم بر خانواده حادث می شود.
اختلالات اضطرابی از جمله اختلالات شایع کودکان می باشد که بر کیفیت زندگی خصوصا عملکرد های هیجانی ایشان تاثیر می گذارند. مطالعه تاریخچه خانوادگی در بالغین، مسائل خانوادگی را در این اختلالات قویا مطرح می کند. هر چند عوامل ژنتیک و بیولوژیک پارامتر های موثری در این نوع اختلالات هستند، مطالعات نشان داده اند که سبک های والد گری نا کارآمد خود شان ممکن است بیانگر اضطراب والدین باشند(هودسان و راپی،2002).بار ها این سوال مطرح شده است که آیا رفتار های والدین و الگوی فرزند پروری در انتقال اضطراب به فرزندشان تا چه حد موثر می باشد مطالعات متعدد نقش عوامل والدینی را مورد توجه و بررسی قرارا داده اند. نتایج برخی تحقیقات نشان داده که اختلالات اضطرابی دربین کودکان والدین مبتلا به اضطراب و افسردگی بیشتر است. علاوه بر این والدینی با سطوح بالای اضطراب، به خاطر احساس کنترل کمی که نسبت به رفتار های اضطرابی کودکشان دارند، رفتارهای منفی از خود نشان می دهند(ویتکارفت و کرسویل،2007). گینسبورگ و همکاران(2006) نشان دادند که سطوح بالای اضطراب در والدین ممکن است منجر به افزایش اضطراب در رفتار های والد گری شود(مثل دلمشغولی زیاد و انتقاد)که آسیب پذیری وآمادگی کودک را برای ایجاد اضطراب تقویت می کند و بدین طریق هم والد و هم کودک در یک رابطه ای متقابل درگیر می شوند. بدین سان می توان گفت که آسیب پذیری کودک(مثل خلق و خوی اولیه) با سبک والدگری ناسازگار در تعامل هست.
از جمله مکانیزم های دیگری که با علائم اضطرابی کودک همراه است می توان به خود کارامدی والدینی اشاره کرد. خود کارامدی والدینی با پیامد های والدینی و کودکی مهمی همراه است. خود کارامدی والدینی یا اعتقاد به این که افراد در تکالیف والدگری خود موفق باشند (کلمن و کاراکر1997). شکلی از سازگاری والدین می باشد که از کمال گرایی والدنی تاثیر می پذیرد. والدین با خود کارامدی پایین استرس والد گری بالاتری را و رضایت والدینی کمتری را تجربه می کنند و کودکانشان علائم رفتاری بیشتری را از خودشان نشان می دهند(کلمن و کاراکر،1997).
بلافاصله می توان به مکانیزم دیگری نزدیک شد این مکانیزم کمال والدین می باشد. ون کاستل و همکاران(2009) دریافتند که کودکان با مضطرب دارای والدینی مضطرب یا والدینی که رفتار های والد گری کمال گرایانه دارند، می باشند. این نوع مراقبت افراطی با اضطراب کودکان همراه است و مسیری بالقوه را برای آغاز اضطراب در کودکان هموار می سازد . مطالعات نشان داده اند که کودکان مضطرب عموما والدین مضطرب دارند، و این که کمال گرایی والدینی با علائم اضطرابی کودکان همراه است. اما اطلاعات اندکی در باره ابعاد کمال گرایی والدین با علائم اضطرابی کودکان در دسترس است(فیساک و گریلس تاکوچل،2007). اگر در مورد برخی متغیر های والدینی توافق مناسبی وجود دارد، اما در مورد برخی دیگر از متغیر ها این توافق محدود است و به ویژه ، در مورد ترکیبی از متغیر ها و تفاوت آنها از سوی دیگر هر کدام از متغیر ها از تاثیرت فرهنگ جدا نیستند (وارلا و همکاران،2009) بنابراین به سادگی نمی توان از نقش فرهنگ عبور کرد. امروزه تحقیقات اندکی درمورد ارتباط بین خصوصیات فرهنگی و اضطراب کودکان شده است(وارلا و همکاران،2009)امادر فرهنگ های مختلف در مورد ارتباط بین آسیب شناسی والدین، سبک های والدگری نتایج متفاوتی به دست آمده است. از طرفی هنگامی که اضطراب کودکی مورد غفلت باشد این اختلال می تواند در طول بزرگسالی تداوم داشته باشد و در طول زمان می تواند با سایر اختلالات روانپزشکی همراه شود. بنابراین وارسی علل شکل گیری و تداوم اضطراب دوران کودکی از اهمیت بسیاری، چه در جهت آموزش پیشگیری و چه در جهت درمان و شناسایی و رفع علل مرتبط، برخوردار است. بر این اساس تحقیق حاضر به منظور به دست آوردن نقش متغیر های سبک های والد گری، ابعاد کمال گرایی، خود کارامدی در کنار اضطراب والدینی، بر میزان اضطراب کودکان شکل گرفته است. بدین خاطر مادران دو گروه از کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی (50) نفر و کودکان غیر مبتلا مورد بررسی قرار گرفتند. فشرده نتایج حاصل از این مقایسه در قسمت بعدی ارائه شده است.
خلاصه نتایج:
پژوهش حاضر دارای نتایجی بوده است که در ذیل به اهم آنها اشاره می شود.
الف)میزان اضطراب صفت مادران کودکان مضطرب در مقایسه با اضطراب صفت مادران کودکان بهنجار بالاتر، است.
ب- میزان اضطراب حالت مادران کودکان مضطرب در مقایسه با اضطراب حالت مادران کودکان بهنجار بالاتر است.