دانلود پایان نامه

STD∆: تغییر در بدهی های بهره دار بلندمدتی که در بدهی های جاری طبقه بندی شده اند (حصه جاری بدهی های بهره دار بلندمدت)؛
DEP: هزینه استهلاک اموال، ماشین آلات و تجهیزات و استهلاک دارایی های نامشهود.
برخی از مدل های ارائه شده در زیر دارای پارامترهایی هستند که باید از قبل برآورد شوند. بنابراین در بیشتر این مدل ها معمولاً دوره چند ساله ای به عنوان دوره برآورددر نظر گرفته می شود تا بتوان پارامترهای هر مدل را در آن دوره شناسایی کرد و سپس با استفاده از داده های دوره رخداد اقدام به اندازه گیری اقلام تعهدی غیراختیاری نمود.
مدل هیلی:
این مدل به صورت زیر ارائه شده است:
که در آن:
NDA: اقلام تعهدی غیراختیاری؛
n: تعداد سال های دوره برآورد؛
m: سال هایی که به عنوان دوره برآورد در نظر گرفته شده است t-n, t-n+1, …, t-1))؛
Am-1: جمع دارایی های سال قبل؛
TAm: جمع کل اقلام تعهدی سال m.
تفاوت این مدل با سایر مدل ها این است که، فرض می کند در کلیه سال های مورد مطالعه مدیریت سود رخ می دهد (در مدل های بعدی فرض می شود که در دوره برآورد، مدیریت سود وجود ندارد). مدل ارائه شده یک فرض اساسی دارد مبنی بر اینکه، میانگین اقلام تعهدی اختیاری (سود مدیریت شده از طریق اقلام تعهدی) صفر است. او با استفاده از یک متغیر جداکننده، نمونه را به گروه هایی که سود را بالاتر یا پایین تر مدیریت کرده اند، تقسیم کرد و سپس با مقایسه میانگین این گروه ها دست به استنتاج زد. فرض مذکور بیانگر این است که اقلام تعهدی اختیاری (سود مدیریت شده)، در برخی سال ها دارای مقادیر مثبت و در برخی سال ها مقادیر منفی دارد و میانگین آن صفر است. در نتیجه میانگین اقلام تعهدی کل می تواند نشانگر خوبی از اقلام تعهدی غیراختیاری (عادی) باشد (غلامعلی پور، 1383، صص. 40-39).
مدل دی آنجلو:
دی آنجلو این طور فرض می کند که اقلام تعهدی غیراختیاری در طول زمان ثابت هستند (اختلاف بین اقلام تعهدی غیراختیاری دو سال متوالی صفر است) پس تغییر در میزان اقلام تعهدی کل می تواند نشان دهنده تغییر در اقلام تعهدی اختیاری (سود مدیریت شده) باشد. بنابراین با در نظر گرفتن فرض ثبات اقلام تعهدی غیراختیاری، اقلام تعهدی سال قبل می تواند برای امسال اقلام تعهدی غیراختیاری (عادی) در نظر گرفته شود (همان منبع، صص 41-40).
البته کاپلن اعتقاد دارد که ماهیت فرآیند تعهدی ایجاب می کند که سطوح اقلام تعهدی در واکنش به تغییر شرایط اقتصادی موسسه تغییر کند و به سختی می توان پذیرفت که میزان اقلام تعهدی غیراختیاری در طول زمان ثابت است. در واقع مدل دی آنجلو را می توان حالت خاصی از مدل هیلی در نظر گرفت که دوره برآورد آن یک سال در نظر گرفته شده است (همان منبع، ص 41).
مدل جونز
مدل جونز (1991) با این فرض به وجود آمده است که اقلام تعهدی در طول زمان ثابت نیستند و تغییراتی که در شرایط اقتصادی موسسه روی می دهد بر میزان اقلام تعهدی تأثیر می گذارد. او برای ارائه مدل خود اقلام تعهدی را به دو بخش جاری و غیرجاری تقسیم کرد که اقلام تعهدی جاری ناشی از تغییرات به وجود آمده در حساب های سرمایه در گردش و اقلام تعهدی غیرجاری ناشی از استهلاک اموال، ماشین آلات و تجهیزات و همچنین استهلاک دارایی های نامشهود هستند. مدل جونز به صورت زیر ارائه شده است:
پارامترهای 1α، 2α و 3α در دوره برآورد و برای هر شرکت خاص با استفاده از رابطه زیر به دست می آید:
که در آن:
TAt: جمع کل اقلام تعهدی؛
At-1: جمع دارایی ها در پایان سال قبل؛
∆REVt: تغییر در درآمد نسبت به سال قبل؛
PPEt: جمع ناخالص اموال، ماشین آلات و تجهیزات.
در مدل فوق تغییرات درآمد و اموال، ماشین آلات و تجهیزات برای کنترل تغییراتی که در اقلام تعهدی غیراختیاری به علت تغییر در شرایط به وجود آمده است قرار داده شده است.