تأثیر عملکرد تحصیلی بر انگیزش و یادگیری

بلوم(1363)در مدل یادگیری  آموزشگاهی خود گزارش  می کند که ویژگی های عاطفی دانش آموزان (یعنی علاقه و  انگیزش آن ها نسبت به درس )در جریان یادگیرر آموزشگاهی  هم نقش علت را بازی می کند و هم نقش معلول.معنی این سخن آن است که یادگیرندگان علاقمندبه یک موضوع،در قیاس با یادگیرندگان کم علاقه،موفقیت بیشتری کسب می کنند و این موفقیت بیشتر سطح علاقه وانگیزش آن هارا نسبت به آن موضوع و موضوع های مشابه آن افزایش می دهد. تجارب یادگیری دانش آموزان دردرس های مختلف وقتی که به صورت موفقیت ها یا شکست های پی در پی اندوخته می شوند به ایجاد تصوراتی در آن ها نسبت به توانایی شان در رابطه بایادگیری موضوع های مختلف می انجامد ، و انگیرش آن ها را در رابطه با یادگیری موضوع های مشابه جدید تحت تأثیر قرار می دهند.

بلوم (1363) گزارش می کند که اگر روند کسب تجربه مثبت یا منفی ادامه یابد ، چنین نتیجه خواهد داد که دانش آموز به طور کلی نسبت به توانایی های خود در رابطه با پیشرفت آموزشگاهی و فعالیت های خارج از آموزشگاه به مفهوم ثابتی از توانایی های خود دست می یابد ، که سبک زندگی آینده و حتی سلامت روانی او را تحت تأثیر قرار می دهد(سیف ،1386).

 

2-22 خسارت های مستقیم عملکرد تحصیلی ضعیف

اگر بپذیریم هردانش آموزی که یک سال تکرار پایه داشته است دولت و خانواده ناچار است ، مجدداً هزینه های تکراری راصرف آموزش وی کند با جمع و ضرب کردن هزینه متوسط سرانه دانش آموزی- خانواده و دولت – در تعداد مردودین می توان میزان خسارت را محاسبه نمود . به این هزینه، تلف شدن هزینه آموزش کسانی که بدون پایان دوره ، ترک  تحصیل  کرده اند را باید افزود. به هر حال در یک برآورد در سال 65 رقم 208میلیارد ریال را اعلام کرده است . به دلیل این که هر فرد مردود می بایست یک سال را در یک پایه تکرار کند. فرصتی نیز از دست می دهد یعنی یکسال دیرتر به بازار کار وارد می شود و درآمدی راکه ممکن است داشته باشد از دست می دهد رقم خسارت ناشی از فرصت های از دست رفته مردودین هم به 411 میلیارد ریال بالغ شده است (مرتضوی زاده ، 1379).

 

2-23  خسارت های غیر مستقیم عملکرد تحصیلی ضعیف

مهمتر از تکرار هزینه و هزینه فرصت های از دست رفته، آسیب های اجتماعی ناشی از اخراج کودکان و نوباوگان از مدرسه و راندن آنها به کوچه و بازار است.از آنجا که داشتن سیاست های گریزناک مدرسه ازجمله امتحانات شدید و غلیظ و شرایط سخت ارتقاء و مردودی،اندک اندک منجر به تشکیل رفتار گریز از مدرسه می شود و کودک علی رغم تمایل درونی اش به سوئی رانده می شود که نبایستی رانده شود! لذا ما با کودکانی روبرو هستیم که مدرسه به  لحاظ مقررات و شاید تمایل کارگزاران مدرسه، دیگر نمی توانند در مدرسه بمانند. با اخراج هر کودک از  مدرسه و ورود او به اجتماع با توجه به مسایل و آسیب  های اجتماعی امکان این هزینه های پنهان یا غیر مستقیم را افزایش داده ایم. بررسی ها نشان  می دهد که افزایش سطح آموزش جامعه، هزینه های عمومی دولت را در ارتباط با بهداشت عمومی، فقر، جرایم، ترافیک، تصادف ها، آلودگی، مرگ و میر و…کاهش می دهد (فرجادی، 1381).

مطلب مشابه :  اختلال وابستگی یا سوء مصرف مواد

عکس قضیه فوق نیزصادق است یعنی با کاهش میزان آموزش به شهروندان هزینه های دولت  در زمینه هایی مذکور افزایش می یابد. گرچه این افزایش هزینه و یاخسارت ها دقیقاً قابل برآورد  نیست  اما با اخراج هر  کودک امکان بزهکار شدن و احتمال معتاد شدن اوراافزایش داده ایم. اگر چه آمار دقیقی از آسیب های اجتماعی این چنینی وجود ندارداما درگفتگوهای روزمره مردم از ارتباط ترک تحصیل ، اعتیاد بزهکاری کودکان صحبت می شود که وقتی درست اندیشه شود می توان  احتمال آن را در نظر گرفت . به غیر از آن ، یک فرد کم سواد در دنیای امروز قادر نیست به درستی  خود را با شرایط جامعه سازگار نماید و همین کم آگاهی ، هم برای  خود فرد و هم برای جامعه عواقبی به همراه خواهد داشت، مساله بهداشت، مساله تصادفات، آلودگی ها و افزایش بی رویه جمعیت و تربیت نادرست فرزندان مسایل مهمی است که افراد کم سواد قاعدتاً  بیشتر درگیر آن هستند . البته باز تولید این آسیب ها خود مساله جدی تری است . بر رفتار چه این که یک فرد بزه کار آیا فرزندان سالمی  تربیت خواهد کرد ؟ یک  معتاد چه طور ؟او جدای از این که برفتار دیگران اثر می گذارد و موجب  گسترش  رفتار ناهنجار می شود بر شخصیت کودکان خود نیز اثر مخربی بر جای می نهد.در عین حال خسارت های روحی و روانی ناشی از مردودی و تکرار پایه قابل احصاء نیست.لذا اگر در کنار خسارت های فوق در نظر گرفته شود،رقم خسارت  بسیار عظیم خواهد بود و اصولاً این خسارت در کیفیت سرمایه انسانی یک کشور است که شاید با آمار و ارقام به راحتی قابل برآورد نباشد.بعید است تا به حال مدل  ریاضی برای برآورد این خسارت ها تدوین شده باشد!اما با یک حساب سرانگشتی جمع خسارت های مستقیم و غیر مستقیم افت تحصیلی،بسیار هشدار دهنده خواهد شد،لذا چاره جویی سیاست گذاران کلان جامع را طلب می نماید.تا تمامی افراد واجب التعلیم از حق خود یعنی آموزش دوره عمومی بهره مند گردند، و نظام آموزشی باید قادر باشد در طول  این  دوره  نسبتاً  بلند شهروندانی با صلاحیت تحویل جامعه دهد(فرجادی،1381).

 

مطلب مشابه :  خشونت و اثرات ان بر کیفیت زندگی

2-24  نحوه برخورد باعملکرد تحصیلی دانش آموزان

1- موفقیت تحصیلی اورا بهانه ای برای محبت کردن قرارندهید و همین طور عدم موفقیت و قصوردر امر تحصیل را بهانه ای برای کاهش محبت خود نسبت به او قرارندهید.دانش آموز باید جدای از رفتارش مورد محبت وعشق شما قرار بگیرد.بنابراین در مقابل شکست های تحصیلی او فقط عوامل موثر راشناسایی کنید.

2- عملکرد تحصیلی دانش آموزان را با هیچ کس مقایسه نکنید.

3- احساس خود را نسبت به موفقیت های او هر چند که اندک باشد بسیار واضح و شفاف اعلام کنید.

4- انتظارات خود را خیلی دقیق و شفاف با توجه به توانایی و استعداد و علاقه های دانش آموزان بیان کنید.به عبارتی اول برای خود معلوم کنید، سپس با دانش آموزان در میان بگذارید و در هر مورد که دانش آموزان اعلام آمادگی و توانمندی کرد، آن را جمع بندی کرده و در یک دفترچه یادداشت کنید و سپس هر نوع امکاناتی که لازم است برای کمک کردن به دانش آموزان که بتواند آن انتظارات را برآورده کند ، فراهم نمایید و سپس دانش آموزان خودرا  تشویق کنیدک همه توان خود را به کار ببرند و به شوق و تلاش او پاداش بدهید،اما نتیجه عملکردش را بگذارید خودش ارزیابی کند،اگر در ارزیابی اش خود را ناموفق ارزیابی کرد، او را همراهی کنید تا بار دیگرشروع کردن را تجربه کند (رستم خانی ،1387) .

 

2-24-1  عوامل روحی و روانی افت تحصیلی

افت تحصیلی یک کودک موجب بهبود وضعیت پیشرفت تحصیلی وی نمی شود و از این نظر تا حدود زیادی بی فایده است اما در عوض عوارضی برای کودک به دنبال دارد که قابل توجه است. یکی ازعوارض جبران ناپذیر مردودی بر روی شخصیت کودکان، کاهش عزت نفس  و خود پنداره مثبت  است ، امروزه نقش خود پنداری مثبت در موفقیت انسانها مورد تاکید صاحب نظران و پژوهشگران تربیتی است آنان بعد از خانه، مدرسه را مهمترین نیروی شکل  دهنده خود پنداری می دانند موستکاس معتقد است که ما همه اشتباه می کنیم. مرتکب خطا شدن و پایین آوردن اعتبار و حیثیت یک کودک و در عین حال آگاه بودن از این که شخصیت کودک بیمار می شود بسیار جدی تر از آن است که کودک کلماتی را به هنگام قرائت جا بیندازد!! (منادی، 1382)

کاهش اعتمادبه نفس کودک که حاصل این شکست هاست،بزرگترین عامل تعیین کننده روند آتی زندگی وی،خاصه زندگی  تحصیلی اوست.این شکست ها نگرش ها و اعتقادات وی را نسبت به مدرسه،معلم و دانش منفی می سازد،به گونه ای که به مرور از علم ومدرسه روی گردان می شود.تا جایی که به انتهای خط می رسد وبالاخره ترک تحصیل می کند.” شکست های متوالی ودر انجام خواست های  مدرسه  ظاهراًهسته مرکزی بسیاری از مشکلات روانی را تشکیل می دهد”(خلخالی، 1381).

 

دسته بندی : باید ها و نباید ها