عوامل مؤثر در رضایت شغلی :

هر چند سطوح مطلق رضایت شغلی را با احتیاط باید مورد تعبیر و تفسیر قرار داده اما سطوح نسبی در رابطه با شرایطی که موجب افزایش یا کاهش رضایتمندی می شود حاوی اطلاعات مفیدی است که سطوح نسبی هنگامی مورد بحث قرار می گیرد که گزارش های پژوهشی به مقایسه رضایتمندی شغلی دو یا چند گروه ، و یا شرایط رفتاری گوناگون می پردازد.

عواملی که بر رضایتمندی شغلی تأثیر می گذارد می توان به عوامل درونی ، محتوایی یعنی عواملی را که  جزء ذات کار محسوب می شوند و عوامل زمینه ، بیرونی تقسیم کرد.عوامل زمینه به نوبه خود به شرایط کاری یا موقعیت های غیرشخصی کار مناسب های بین شخصی در کار تقسیم می شوند.

رضایت شغلی و بیگانگی شغلی :

رضایت شغلی یعنی دوست داشتن وظایف مورد لزوم یک شغل ، شرایط که در آن کار انجام می گیرد و پاداش که برای انجام آن دریافت می شود.اینکه فعالیت ها ، امور و شرایطی که کار یک کارگر را تشکیل می دهند ، تا چه حدود چه خوبی نیازهایش را برآورده می سازند بستگی به قضاوت وی دارد.شخص باید موارد خوب و بد شغلش را موازنه کند چنانچه خوبیها و بد بین ها مجرپند ، احتمال دارد که از کارش راضی باشد.به طور کلی زنان بیش از مردان ابراز رضایت شغلی می کنند. (کمپ 1369)

بیگانگی شغلی :

محققان رضایتمندی شغلی عموماً در این امر توافق نظر دارند که هرچه سطح شغل پایین تر باشد رضایت کمتری دریافت می شود.وقتی از کارگران ساده و غیر ماهر بسیاری پرسیدند از کارشان چه بدست می آورند پاسخ دادند (پول).هنگامی که تمرکز بر عدم رضایت شغلی است پول در رأس فهرست دلایل قرار دارد.با اینکه پول ناکامی ممکن است دلیل اولیه عدم رضایت شغلی باشد جامعه شناسان بسیاری معتقدند که عوامل دیگر باعث می شوند که کارگر نه تنها راضی باشد بلکه از کارش متنفر و یا نسبت به آن «بیگانه» شود.کارگر بیگانه یا محجور کسی که کارش متناسب با تصوری که وی از خویشتن دارد نیست.احساس او درباره کارش با چنین اظهاراتی بیان می گردد «آدمی مثل من اینجا چه کار می کند؟». (کمپ 1369)

مطلب مشابه :  عوامل مؤثر در پیشرفت تحصیلی

تاریخچه استفاده بهینه از زمان :

استفاده مؤثر و اثربخش از زمان ضروری می باشد چه در زمینه کار و چه در زمینه زندگی.

راههای مختلفی برای بیان درک ، اززمان وجود دارد.برای قرن ها مردم از حرکت ماه ساعت آفتابی ، اذان ، زنگ کلیسا برای تنظیم برنامه زمانی روزانه خود استفاده کردند تا اینکه در قرن دوازدهم راهبان کاتولیک ساعت هایی را برای تنظیم فعالیت های خود ساختند.فناوری های نو محیطی را فراهم آورده اند که تقریباً در مدت زمان کم می توان به خیلی از اطلاعات دسترسی پیدا کرد و خیلی کارها را سریعتر و آسانتر انجام داد اما تمایل به سریعتر انجام دادن کارها وبیشتر کار انجام دادن روز به روز بیشتر می شود.این رویکرد که همواره با بشر همراه بوده است این احساس را برای او به وجود آورده است که از زمان عقب می ماند و نمی تواند از آن به صورت مؤثر بهره گیرد.تاریخ به ما می گوید که مدیریت ضعیف زمان یک مسئله قدیمی است.مسئله ای است که فناوری آن را به وجود نیاورده است و آن را نمی توان حل کند.در شرایطی که ابزار بیشتری برای مدیریت و استفاده بهینه از زمان در اختیار داریم و فرآیندهای اداری،کمتر در پیچ و تاب تشریفات اداری و کاغذبازی گم می شوند.مدیریت ضعیف زمان را کمتر می توان مخفی کرد.مدیریت زمان موضوعی است که همه ما ، چه در زندگی شخصی و چه در زندگی حرفه ای نیاز داریم با آن روبرو شویم تا در زندگی موفق شویم.

در ادامه در مورد وجوه مختلف استفاده بهینه از زمان صحبت می کنیم.ابتدا نگاهی به اصول عمومی مدیریت زمان خواهیم داشت.توجه به این اصول کمک می کند که درک بهتری از مفهوم استفاده بهینه از زمان داشته باشیم و پیشنهادهایی ارائه می کند که می توانید آنها را در حوزه های مدیریت زمان در زندگی خود بکار بگیرید.پس از ارائه رهنمودهای عمومی ، به حوزه های استفاده بهینه از زمان به صورت دقیق تر خواهیم پرداخت.ابتدا راجع به مدیریت زمان یا استفاده بهینه از زمان در زندگی شخصی می پردازیم و سپس استفاده بهینه از زمان را در حوزه کسب و کار مد نظر قرار می دهیم. (روبرتاروش – ترجمه مژده شیرازی منش – امیرحسین فهیمی – حسام شهریاری – سید حسین اصولی 1384)

مطلب مشابه :  گستره نظری مربوط به سازگاری اجتماعی

اصول عمومی استفاده بهینه از زمان :

استفاده بهینه از زمان مجموعه ای از مهارت هاست که شما را در استفاده مؤثر از زمان کمک می کنند.رهنمودهای عمومی وجود دارند که می توانند برای مدیریت زمان در حوزه های متفاوت مانند خانه و کار و… استفاده شوند. (اسماعیلی – خالقی ،‌1378)

دلایل استفاده نکردن مردم از مدیریت زمان و مزایای حاصل از استفاده بهینه از زمان :

احتمالاً روشن ترین دلیل عدم استفاده از مدیریت زمان این است که مردم نمی دانند مدیریت زمان چیست؟ دلیل دوم سستی و تنبلی است.بعضی از مردم فاقد هدف و انگیزش لازم برای برنامه ریزی مؤثر هستند.گروه سومی که از مدیریت زمان استفاده نمی کنند آنهایی هستند که دوست دارند تحت فشار و تنگی وقت (دقیقه نود) و شرایط بحران کار کنند.ممکن است در شرایطی استفاده نکردن از مدیریت زمان توجیه پذیر باشد اما مزایای استفاده بهینه از زمان هرگونه دلیل و توجیه را رد می کند.مدیریت زمان کمک می کند که تعیین کنید کدامیک از کارهایی که انجام می دهید مهمترین است.این عمل به شما این امکان را می دهد به برخی فعالیت ها اولویت زیادی دهید و برخی از فعالیت ها را حذف کنید.همچنین مدیریت زمان یا استفاده درست و بهینه از زمان به شما کمک می کند که از طریق حذف مزاحمت ها و فعالیت های غیر ضروری ، مدت زمانی که واقعاً کار می کنید را افزایش دهید.یکی از وجوه رضایت بخش استفاده بهینه از زمان کاهش استرس در زندگی است.کاهش سطح استرس موجب بهبود سلامت روحی و جسمی می شود. (علی افشار نادری 1370)

دسته بندی : باید ها و نباید ها