اصول تئوریک و دلایل  اهمیت کنترل مطالبات

2-8-1- منابع تامین مالی

واحدهای تجاری برای انجام فعالیتهای عملیاتی و سرمایه‌گذاری خود نیاز به «وجه نقد» دارند. وجه نقد مورد نیاز باید از طریق انجام فعالیتهای تامین مالی تهیه شود. طیف گسترده‌ای از منابع تامین مالی در دسترس واحدهای اقتصادی قرار دارد و روشهای متفاوتی برای طبقه‌بندی آنها پیشنهاد شده است ( شباهنگ، 1387).

تامین مالی ممکن است از منابع مختلف صورت پذیرد. هر منبع تامین مالی دارای تاثیرهای خاص خود بر بازده و مخاطرات صاحبان واحدهای انتفاعی است. به‌طور کلی، نظریه‌های تامین مالی را می‌توان در سه بخش اساسی بودجه‌بندی سرمایه‌ای، ساختار سرمایه و مدیریت سرمایه در گردش طبقه‌بندی کرد. دو بخش اول، همگی در ارتباط با تامین مالی و مدیریت درازمدت سرمایه‌گذاریهاست. اما بیشتر تصمیمهای مرتبط با سرمایه در گردش، مربوط به مدیریت تامین مالی و سرمایه‌گذاریهای کوتاه مدت و به‌طور همزمان داراییهای و بدهیهای جاری است. بنابراین منطقی است که به‌طور عمده از مدیریت تامین مالی کوتاه مدت به‌عنوان ” مدیریت سرمایه در گردش ” نام برده شود . (لوگلو  – گانس ، 2008 )

مدیریت سرمایه در گردش، نحوه عملکرد داراییها و بدهیهای جاری را بیان می‌کند. در واقع مدیریت سرمایه در گردش، بخش مهمی از برنامه‌ریزی برای تامین مالی کوتاه مدت است و شامل مدیریت موجودیهای مواد و کالا، حسابهای دریافتنی و پرداختنی است. با استفاده از این سه جزء، برخی از حیاتی‌ترین نسبتهای مالی شرکت مانند گردش موجودیها، میانگین دوره وصول حسابهای دریافتنی و نسبت آنی محاسبه می‌شود.

 

2-8-2- سرمایه در گردش

توسعه فعالیتهای تجاری، توسعه کمی‌وکیفی «مدیریت مالی» را در پی داشته و به طبع آن مدیریت را پیچیده کرده است. تداوم فعالیتهای بنگاههای اقتصادی تا میزان زیادی به مدیریت منابع کوتاه مدت آنها بستگی دارد؛ زیرا فعالیتهای عملیاتی در دوره عادی معمولاً سالانه، به سرمایه در گردش و مدیریت مطلوب آن بستگی دارد، به‌گونه‌ای که نتایج مورد انتظار تحقق یابد و امکان تداوم فعالیت در درازمدت فراهم شود. بنابراین «سرمایه در گردش» از اقلام مهم داراییهای واحدها و بنگاههای اقتصادی تلقی می‌شود که در تصمیمهای مالی، نقش برجسته‌ای دارد.

تعریف واژه سرمایه در گردش در متون حسابداری، داراییهای جاری منهای بدهیهای جاری است و نشانگر میزان سرمایه‌گذاری شرکت در وجه نقد، اوراق بهادار قابل فروش، حسابهای دریافتنی تجاری و موجودی مواد و کالا منهای بدهیهای جاری است. برخی نویسندگان، سرمایه در گردش را به‌وسیله مجموع داراییها و بدهیهای جاری معنی می‌کنند و اختلاف آنها را به‌عنوان سرمایه در گردش خالص بیان می‌کنند. به‌عبارت دیگر، سرمایه در گردش خالص، معرف آن بخش از داراییهای جاری است که بر بدهیهای جاری فزونی دارد و از طریق وامگیری درازمدت و حقوق صاحبان سرمایه، پشتیبانی شده است.  (شباهنگ 1387).

2-8-3- راهبردهای سرمایه در گردش

اهمیت روزافزون سرمایه در گردش در تداوم فعالیتهای واحدهای تجاری موجب شده است که راهبردهای مختلفی برای مدیریت سرمایه در گردش در نظر قرار گیرد. واحدهای انتفاعی با به‌کارگیری راهبردهای گوناگون در رابطه با مدیریت سرمایه در گردش، می‌توانند میزان نقدینگی شرکت را تحت تاثیر قرار دهند. هر یک از راهبردهای مختلف دارای میزان ریسک و بازده متفاوتند. مدیران مالی شرکتها نیز با توجه به شرایط حاکم بر وضعیت شرکت و همچنین با توجه به ویژگیهای شخصیتی و فردی خود، از بین راهبردهای «جسورانه» یا خطرپذیر و یا راهبردهای «محافظه‌کارانه» یا خطرگریز و یا ترکیبی از این دو یک راهبرد را انتخاب می‌کنند (رهنمای رودپشتی، 1387).

مطلب مشابه :  محصولات آرایشی بهداشتی

در شرایط اطمینان، فروش، هزینه‌ها، زمان پرداخت و سایر موارد آشکارا معلوم است و همه شرکتها داراییهای جاری را فقط در پایینترین سطح نگهداری می‌کنند. نگهداری سرمایه در گردش بیش از نیاز موسسه باعث افزایش هزینه تامین مالی و کاهش سود خواهد شد و هرگونه نگهداری کمتر از حداقل مورد نیاز، باعث تاخیر در پرداخت تعهدات به عرضه‌کنندگان مواد و کالا و از دست دادن قسمتی از فروش به علت کمبود موجودی کالا و محدودیت در استفاده از تسهیلات اعتباری خواهد شد.

در شرایط نبود اطمینان، وضعیت تغییر می‌کند و شرکتها ملزمند که حداقل وجوه نقد و موجودی کالا را بر اساس پرداختها، فروش و زمان سفارش مورد انتظار و همچنین مقدار اضافی دیگری نگهداری کنند که به آن «ذخیره اطمینان» می‌گویند. همچنین، سطح حسابهای دریافتنی از طریق شرایط اعتباری تعیین می‌شود و هر قدر شرایط اعتباری بهتر شود، حسابهای دریافتنی برای مقدار معین فروش بیشتر می‌شود. سیاست سرمایه‌گذاری جسورانه‌ شرکتها برای داراییهای جاری، باعث می‌شود که وجه نقد و موجودی کالا به میزان کم نگهداری شود. این نوع سیاست، خطر پرداخت‌نشدن به‌موقع بدهی و خطر از دست دادن مشتریان را افزایش می‌دهد. اغلب سیاست جسورانه، بیشترین بازده را در پی خواهد داشت، ولی در عوض ریسک بالایی را نیز داراست؛ در حالی که سیاست محافظه‌ کارانه عکس آن است.

2-8-4- مدیریت بهینه سرمایه در گردش

” مدیریت سرمایه در گردش” عبارت است از ترکیب بهینه اقلام سرمایه در گردش، یعنی داراییها و بدهیهای جاری؛ به‌گونه‌ای که ثروت سهامداران را حداکثر سازد (رهنمای رود پشتی، 1389). مدیران واحدهای انتفاعی در شرایط مختلف با توجه به عوامل درونی و بیرونی و با در نظر گرفتن ریسک و بازده باید راهبردهای مناسبی را برای اداره و مدیریت سرمایه در گردش واحد خود انتخاب کنند؛ به‌گونه‌ای که منجر به افزایش بازده، توان نقدینگی، توان پرداخت بدهی و در نهایت تداوم فعالیتهای واحد انتفاعی گردد. «سرمایه در گردش» یکی ازمنابع تامین مالی به‌ویژه برای شرکتهای کوچک‌ومتوسط و در حال رشد است. مدیران مالی واحدهای کسب‌وکار، روزانه با تصمیمهای مربوط به «مدیریت سرمایه در گردش» روبه‌رو می‌شوند. برای نمونه، نگهداری حجم بالایی از موجودیها باعث کاهش در هزینه‌های وقفه احتمالی در چرخه تولید یا زیانهای تجاری ناشی از کمبود محصولات، کاهش هزینه‌های عرضه و حفاظت در مقابل نوسانهای قیمتها می‌شود و از طرف دیگر، به فروش شرکت از جهات مختلف اعتبار تجاری مناسب می‌بخشد. با اینکه سرمایه‌گذاری زیاد شرکتها در موجودیها و کسب اعتبار تجاری باعث کاهش ریسک می‌شود، اما در مقابل سوداوری را نیز کاهش می‌دهد. (فونیدیس و لازاریدس، 2006 )  از نگرانیهای مدیریت، میزان سرمایه‌گذاری در داراییهای جاری و مدیریت سرمایه در گردش است؛ به‌گونه‌ای که از یک طرف سهم بازار و اعتبار تجاری کسب‌شده بین مشتریان و عرضه‌کنندگان خود را حفظ کند و از طرف دیگر، سوداوری خود را افزایش دهد. لذا مدیریت این داراییها و بدهیهای کوتاه مدت به این دلیل نیازمند توجه خاص است که مدیریت سرمایه در گردش، نقش مهمی در سودآوری و نقدینگی شرکتها و همچنین ریسک و بازده آن بازی می‌کند.

هدف نهایی هر شرکت، «ایجاد ارزش برای ذینفعان» است و «سوداوری »از مولفه‌های اصلی این هدف است. همچنین، «حفظ نقدینگی» نیز از هدفهای مهم واحدهای تجاری است؛ اما مسئله این است که افزایش در سود شرکت در حالت کلی منجر به افزایش در نقدینگی نمی‌شود و این دو هدف راهبردی همیشه همسو و در یک جهت نیستند. اگر افزایش سود منوط به مصرف نقدینگی باشد، در این صورت ممکن است مشکلات جدی به بار آورد. بنابراین باید بین این دو هدف راهبردی تمایز قائل شد و یک هدف نباید فدای هدف دیگر شود. از یک طرف، اگر ما به سود توجه نکنیم، نمی‌توانیم برای دوره درازمدت فعالیت کنیم و از طرف دیگر، اگر به نقدینگی توجه نکنیم ممکن است با مشکلات مرتبط با ناتوانی در پرداخت دیون و ورشکستگی روبه‌رو شویم.

مطلب مشابه :  اهداف مدیریت منابع انسانی

2-8-5- مدیریت نقدینگی

“مدیریت نقدینگی” معیار مهمی در تعیین «سیاستهای سرمایه در گردش» است و توانایی شرکت در ایجاد وجه نقد مورد نیاز را بیان می‌کند. نسبتهای جاری و آنی و نسبتهای نقدینگی، شاخصهای مفید و سنتی نقدینگی هستند؛ اما ناکافی و تنها مبتنی بر ارقام ترازنامه‌اند و نمی‌توانند جزئیات را به‌خوبی فراهم کنند و اطلاعات صحیحی درباره کارایی مدیریت سرمایه در گردش بدهند. روابط ریاضی مورد استفاده برای محاسبه این شاخصها، وجه نقد و داراییهای عملیاتی را در بر می‌گیرند؛ اما در نظر گرفتن داراییهای عملیاتی نظیر حسابهای دریافتنی و موجودی مواد و کالا با وجه نقد و شبه نقد از نظر مبانی اساسی مدیریت وجه نقد، غیرمنطقی است. با توجه به محدودیتهای نسبتهای سنتی نقدینگی، در تحقیقات به‌عمل آمده پیشنهاد شده است که از مقیاس نقدینگی مستمر برای مدیریت سرمایه در گردش استفاده شود. مقیاس نقدینگی مستمر به جریانهای نقدی ورودی و خروجی ایجاد شده در شرکت اشاره دارد که ناشی از تحصیل مواد خام ، تولید ، فروش ، پرداختها و فرایند گرداوری مطالبات است. همان‌گونه که مقیاس نقدینگی مستمر تابعی از چرخه تبدیل وجه نقد می‌باشد، صحیح‌تر است که به‌جای نسبتهای سنتی، از مقیاس چرخه تبدیل وجه نقد  برای ارزیابی اثربخشی مدیریت سرمایه در گردش استفاده شود . (لوگلو  – گانس ، 2008 )

 

 

2-8-6- چرخه تبدیل وجه نقد

مدیریت نقدینگی در واقع منعکس‌کننده مدیریت داراییها و بدهیهای کوتاه مدت است و نقش حیاتی در موفقیت مدیریت بنگاه اقتصادی بازی می‌کند. اگر شرکت نتواند نقدینگی خود را به ‌نحو مطلوب مدیریت کند ممکن است داراییهای جاری شرکت نتواند پاسخگوی بدهیهای جاری آن باشد. در نتیجه شرکت مجبور به پیدا کردن منابع خارجی برای پرداخت بدهیهای کوتاه مدت خود در زمان سررسید می‌شود. جوز در سال 1996 در مقاله ای که   درباره اهمیت «مدیریت وجه نقد»  منتشر نمود عقیده خود را اینگونه بیان کرده است  ” شرکتهای دارای سابقه درازمدت درخشانی که ترازنامه‌های صحیح و پاکی دارند، اگر مدیریت نقدینگی خوبی نداشته باشند قادر به پرداخت دیون خود نخواهند بود”. روش مناسب برای ارزیابی نقدینگی شرکتها،«چرخه تبدیل وجه نقد» است که مدت زمان بین پرداخت به‌منظور خرید موجودیهای کالا یا مواد اولیه تا جمع‌آوری مطالبات ناشی از فروش به مشتریان را محاسبه می‌کند. چرخه تبدیل وجه نقد مقیاسی پویا برای «مدیریت وجه نقد در گردش» است که به‌طور همزمان با استفاده از ارقام ترازنامه و صورت سودوزیان، مقیاسی مبتنی بر زمان می‌سازد. (پاداچی ، 2006 )

اگرچه تجزیه ‌و تحلیل چرخه تبدیل وجه نقد به تنهایی می‌تواند مفید باشد، اما شاخص صنعت به‌منظور ارزیابی عملکرد این چرخه و پیش‌بینی فرصتها به‌منظور بهبود آن، برای شرکتها بسیار تعیین‌کننده است. نظر به اینکه مدت زمان این چرخه برای صنایع مختلف متفاوت است، بنابراین مقایسه شرکتهایی که در یک صنعت فعالیت می‌کنند، روش صحیحی به‌شمار می‌آید.

 

دسته بندی : باید ها و نباید ها