دانلود پایان نامه

اختلالات اضطرابی بر اساس DSM -V
در DSM -IV اختلال وسواسی و اختلال استرس پس آسیبی در طبقه تشخیصی اختلالات اضطرابی قرار داده بودند، اما در DSM -V برای هر کدام از اینها، طبقات تشخیصی جداگانه تدارک دیده اند: اختلالات وسواسی – جبری و اختلالات مربوط به آن، اختلالات مرتبط با تروما و استرس.
اختلال اضطراب جدایی
ویژگیهای تشخیصی
اضطراب جدایی از مادر، پدر یا مراقب اصلی، برای حیات کودک از اهمیت زیادی برخوردار است و در سنین معین، بهنجار تلقی میشود. از حدود 7 ماهگی تا سالهای پیش از مدرسه همه کودکان به هنگام جدایی از والدین یا افرادی که با آنها صمیمی هستند، جارو جنجال به راه میاندازند. فقدان اضطراب جدایی در این سن نشانگر یک دلبستگی ناایمنیا مشکلات دیگر است (مظفری مکی آبادی و فروع الدین اصل، 1389).
کودکان مبتلا به اضطراب جدایی نسبت به جدایی از والدین یا دورشدن از خانه، اضطراب مفرط، ناتوانکننده و نامتناسب با سن خود نشان میدهند. این گونه ترسها ممکن است در کودکان خردسال، به صورت احساس اضطراب مبهم بروز کنند یا کودک هرشب کابوس ببیند که او را دزدیدهاند، کشته شدهاست یا والدین او مردهاند. کودکان بزرگتر نسبت به بیماری، تصادفات، آدمربایی، شکنجه یا قتل، خیالپردازیهای خاص دارند. برای کودکان مبتلا به اضطراب جدایی دشوار است که به تنهایی در یک اتاق باشند، تنها بخوابند، خرید کنند، به مدرسه یا اردو بروند یا به تنهایی با پرستار در خانه بمانند. کودکان خردسال مبتلا به این اختلال اغلب تمایل دارند در آغوش والدین باشند، آنها را سایه به سایه دنبال کنند، و شبها کنار آنها یا درست پشت در اتاق خواب آنها بخوابند. کودکان بزرگتر از قرارگرفتن در موقعیتهای جدید ترس دارند، در خانه مایلند در کنار مادرشان باشند و شکایتهای جسمانی، بیمیلی از رفتن به مدرسه و اکراه از خوابیدن در جایی به جز خانهشان را از خود بروز میدهند (آلن و همکاران، 2010).
چنانچه والدین این کودکان بخواهند خانه را ترک کنند، آنان برای جدانشدن از والدین خود جارو جنجال راه میاندازند، گریه میکنند، جیغ می زنند یا به شدت اوقات تلخی میکنند یا ژستهای خودکشی میگیرند (رگ دستم را با تیغ میزنم) یا تهدید میکنند (من خودم را میکشم)، هرچند نشانههای جدی حاکی از خودکشی در کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی نادر است. این کودکان برای جدانشدن از والدین ممکن است همچنین نشانهها و شکایتهای جسمانی از قبیل وحشتزدگی، افزایش ضربان قلب، سرگیجه یا غش و ضعف، سردرد، دلدرد، تهوع و استفراغ نشان دهند. والدین این کودکان بویژه مادران، بهخاطر بیمیلی شدید کودک یا ناتوانی وی در جداشدن از آنان، بسیار اندوهگین میشوند. وقتی جدایی رخ میدهد کودکان خردسال مبتلا به اضطراب جدایی حالتهای غم، بیاحساسی، یا مشکلات مربوط به توجه پیدا میکنند و ترس شدیدی از اینکه مبادا به خودشان یا والدین آنها آسیبی برسد، ذهن آنها را به خود مشغول میکند (کلیکیلو و کی، 2005).
در کودکان بزرگتر، شکایتهای جسمانی خاص یا اظهار ناراحتی عمومی (حالم زیاد خوب نیست) در مدرسه متداول است و معمولا باعث میشود کودک به خانه بازگردانده شود. کودکان مبتلا به اضطراب جدایی هنگام جدایی از والدین بیتاب میشوند و به هر عذر و بهانهای صرفنظر از اینکه چقدر ساختگی یا ناشیانه باشد، متوسل میشوند تا دوباره پیش پدر و مادرشان برگردند. کودک ممکن است از ندرسه یا اردو فرار کند و به خانه بازگردد. با گذشت زمان، کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی به طور فزایندهای گوشهگیر، بیاحساس و افسرده میشوند و نیز در معرض خطر ابتلا به سایر اختلالهای اضطرابی در دوران نوجوانی قرار دارند (مظفری مکی آبادی و فروع الدین اصل، 1389).
ملاکهای تشخیصی اختلال اضطراب جدایی بر اساس DSM-V
اضطراب شدید و نامتناسب با سطوح رشد فرد، نسبت به جدایی از خانه یا کسانی که به آنان دلبستگی دارد، که در سه (یا بیش از سه) مورد از موارد زیر مشخص میشود:
ناراحتی شدید و مداوم هنگام جدایی یا احتمال جدایی از خانه یا افرادی که به آنها دلبستگی دارد.
نگرانی شدید و مداوم در مورد از دست دادن یا آسیب دیدگی احتمالی افرادی که به آنها دلبستگی دارد.
نگرانی شدید و مداوم در مورد اینکه یک رویداد ناگوار باعث جدایی از افرادی که به آنها دلبستگی دارد، خواهد شد (نظیر گم شدن یا دزدیده شدن).
اکراه یا امتناع مداوم از تنها ماندن در خانه یا جاهای دیگر بدون حضور افرادی که به آنها دلبستگی دارد یا افراد بزرگتر.
اکراه یا امتناع مداوم از خوابیدن بدون حضور یکی از افرادی که به آنها دلبستگی دارد یا خوابیدن در مکانی غیر از خانه خود.
کابوسهای مکرر درباره جدایی.
شکایتهای مکرر از نشانههای ناراحتی جسمانی (نظیر سردرد، دلدرد، تهوع یا استفراغ) هنگام جدایی یا احتمال جدایی از افرادی که به آنها دلبستگی دارد.
شیوع و اختلالهای همراه
اختلال اضطراب جدایی رایجترین اختلال اضطرابی در دوران کودکی است، که تقریبا 10 درصد کودکان به آن دچار میشوند. به نظر میرسد که این اختلال در دختران و پسران به طور یکسان وجود دارد. هرچند در صورت گزارش تفاوتهای جنسی، کفه به نفع دختران سنگینتر است. تقریبا اکثر کودکان مبتلا به اضطراب جدایی اختلال دیگری نیز دارند. تقریبا یک سوم کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی چندماه بعد از شروع اختلال اضطراب جدایی دچار اختلال افسردگی نیز میشوند. همچنین کودکان مبتلا به اضطراب جدایی حتی وقتی وضعیت آنها با ملاکهای تشخیصی فوبی خاص انطباق ندارد، ترسهایی از قبیل گم شدن یا ترس از تاریکی، حشرات یا ارواح نشان میدهند. اکراه یا امتناع از رفتن به مدرسه در کودکان بزرگتر مبتلا به اختلال اضطراب جدایی نیز رایج است (مظفری مکی آبادی و فروع الدین اصل، 1389).
سن شروع، سیر و پیامدها
سن اولیه شروع اختلال اضطراب جدایی در کودکان هفت یا هشت سالگی گزارش شده است. شروع اضطراب جدایی در سنین پایین، با وقوع ترسهای جدایی از والدین در مراحل اولیه رشد بهنجار، همخوانی دارد (سادوک، 2007).
اختلال اضطراب جدایی معمولا از خفیف تا شدید گسترده است. این فرایند با تقاضاهای بیخطر یا شکایتهای کودک آغاز میشود. شکایتهای کودک از بیخوابی، به او این امکان را میدهد تا گاهی با والدینش بخوابد، الگویی که میتواند خیلی زود به خوابیدن هر شب کودک با مادر یا پدر یا هردو بیانجامد. به همین نحو، آماده شدن برای رفتن به مدرسه ممکن است با شکایتهای جسمانی یا غیبتهای گاه و بیگاه از مدرسه که با آوردن عذر و بهانه و تعلل در رفتن به مدرسه در صبح صورت میگیرد، همراه باشد که این وضع سرانجام به ابراز روزانه رفتارهای جنجال برانگیز برای نرفتن یا امتناع مطلق از رفتن به مدرسه میانجامد. در ابتدا، اجتناب خفیف به صورت درخواست از والدین برای حضور در کنار تلفن در طول ساعاتی که او در مدرسه است یا در زمانهای دیگر، جلوهگر میشود. کودک ممکن است به طور فزایندهای نسبت به فعالیتهای روزانه مادر و جاهایی که میرود، نگران شود. اغلب، اختلال اضطراب جدایی پس از آنکه کودک، یک محرک تنشزای اساسی را تجربه میکند، نظیر رفتن به محله جدید، حضور در مدرسه جدید، مرگ یا بیماری یکی از خویشاوندان، ورود به مدرسه ابتدایی، انتقال از یک مدرسه به مدرسه دیگر یا کنارهگیری طولانی از مدرسه بروز میکند. نشانههای اختلال اضطراب جدایی ممکن است همچنین در نتیجه تاثیر محرکهای تنشزا و تحولاتی که در زندگی کودک صورت میگیرد در طول زمان تغییر کند (آلن و همکاران، 2010).
کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی در صورت نبود والدینشان از شرکت در فعالیتها یا حضور در باشگاههای ورزشی، حتی وقتی مشتاق شرکت در این فعالیتها هستند خودداری میورزند. با آنکه کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی با اجتناب از شرکت در فعالیتهای خارج از خانه، دوستان خود را از دست می دهند، در حد معقولی، از مهارتهای اجتماعی و برقراری دوستی با دیگران برخوردارند، با دیگران تفاهم دارند و گروه همسالان به آنها احترام میگذارند. عملکرد تحصیلی کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی به خاطر درخواستهای مکرر برای خروج از کلاس درس، نگرانیشان نسبت به جدایی از والدین، و غیبتهای مکرر از مدرسه، پایین است. تقریبا همه کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی از این اختلال بهبود مییابند هرچند وضعیت عده بسیاری نیز وخیمتر میشود و به اختلال اضطرابی متفاوت یا اختلالی از نوع دیگر مبتلا میشوند (فولی و همکاران، 2008).
اکراه و خودداری از رفتن به مدرسه: تشخیص این که کودکان به دلایل مختلف از حضور در مدرسه خودداری می ورزند، اهمیت بسزایی دارد. هوشبهر بیشتر این کودکان در حد متوسط یا بالای متوسط است و نشان می دهد که مشکلات تحصیلی علت بی میلی آن ها به مدرسه نیست. گاهی اوقات ترس از مدرسه، از اطاعت محض از معلم یا دیگران و مقررات خارج از خانه، مقایسه شدن با کودکان ناآشنا و تجربه ترس از شکست، ناشی می شود.برخی کودکان به دلیل ترس از تمسخر، آزار، تهدید و زورگویی بچه های دیگر دو مورد انتقاد قرار گرفتن یا تنبیه شدن توسط معلم، از مدرسه می ترسند. برای بسیاری از کودکان ترس از رفتن به مدرسه در واقع ترس از دورشدن از والدین – اضطراب جدایی- است اکراه و امتناع ا زرفتن به مدرسه می تواند به دلایل مختلف روی دهد. با این حال، در موارد دیگر، ترس کودک از این ترس شدید و غیرمنطقی ناشی می شودکه فکر می کند در جمع ارزیابی شود یا خجالت می کشد، زیرا مجبور است در کلاس، درس را جواب دهد یا در کلاس ژیمناستیک جلوی بقیه بچه ها لباس هایش را درآورد. (مظفری مکی آبادی و فروع الدین اصل، 1389).
پیامدهای بلند مدت احتمالی برای کودکی که دائماً از رفتن به مدرسه خودداری می ورزد، مهم است. مشکلات تحصیلی یا اجتماعی ممکن است در نتیجه از دست دادن کلاس ها و فرصت تعامل با گروه هم سالان پدید آید. بهتر است برای کمک به کودکی که از رفتن به مدرسه امتناع می کند، بازگشت فوری او به مدرسه و انجام سایر فعالیت های روزانه تأکید شود (مظفری مکی آبادی و فروع الدین اصل، 1389).
اختلال اضطراب فراگیر